مربیگری، مکانیزم مؤثری برای توانا ساختن سازمان جهت مقابله با فشارهای رقابتی، برنامه ریزی برای موفقیت و ایجاد تغییر است. آرنات و اسپارو در سال ۲۰۰۴ در پژوهشی دریافتند که سازمانها مربیگری را به سه دلیل زیر بکار می برند :

۱. حمایت از ابتکار عمل استراتژیکی
۲. حمایت از توسعه
۳. .پاسخگویی به نیازهای افراد

CIPD در سال ۲۰۰۴ به ذکر دلایل محبوبیت و گسترش مربیگری پرداخته است، این دلایل عبارتند از:

♦ تحول سریع محیطهای کسب وکار: فشارهای زمانی و سرعت حرکت و پیشروی محیطهای کسب و کار، سازمانهای امروزی را مجبور کرده است تا با سرعت با این تغییرات همگام شوند. توانایی سازگاری با این تغییرات، مهارتی ضروری و اصلی برای سازمانها در راستای موفق بودن است.

♦ ویژگیهای سازمان های مدرن: ساختار سازمانی مسطح، نقش های مدیریتی گسترده تر و پایین آمدن امنیت شغلی از جمله جنبه هایی است که سازمانها را به بکارگیری روش مربیگری رهنمون ساخته است. کارکنان تازه ارتقا یافته در نتیجه ساختار سازمانی مسطح مسئولیت بیشتری را برعهده خواهند گرفت، تغییرات بیشتر و عظیم تری در عملکرد و مهارت هایشان ایجاد خواهند کرد.

بکارگیری مربیگری در فعالیتهای آموزش، باعث می گردد تا آموزشها، به موقع (in just time )باشند

♦یادگیری مادام العمر: اهمیت یادگیریای که یک فرد در طول زمان بدست می آورد، به رسمیت شناخته شده است. مربیگری سازگاری و انطباق پذیری لازم را برای حمایت از سبکهای یادگیری مختلف بوجود می آورد.

♦ هزینه های مالی عملکرد مدیران و مجریان ارشد: مربیگری، می تواند بعنوان وسیله ای جهت بهبود عملکرد مدیران و مجریان ارشد بکار گرفته شود.

♦ بهبود و ارتقا دادن تصمیم گیری کارکنان ارشد: مربی از طریق ارائه حمایتهای الزم به کارکنان ارشد کمک میکند. این حمایت، منجر به عملکرد بهتر کارکنان در تصمیم گیری و سطح مهارت آنها می گردد.

♦ تقاضای کارکنان برای انواع مختلف آموزش: کارکنان ترجیح میدهند تا در حین کار یاد بگیرند، تا اینکه در کلاس های آموزشی شرکت کنند. مربیگری با تأکید بر مسائل کاری و بهبود عملکرد شغلی، این نیاز افراد را محقق می سازد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *