مدیریت و مربیگری چیست؟؟
اگر در سازمان خود بایستی بر نیروها و افراد زیادی مدیریت کنید، یا بهتر بگویم اگر میخواهید نقش مربیگری را به درستی در سازمان خود ایفا کنید شناخت این دو مقوله میتواند خیلی مهم باشد و به شما کمک کند که سازمان پویا و فعالی داشته باشید.
امروزه دیگر یقین داریم که موفقیت سازمانها ارتباط مستقیم به استفاده موثر از نیروهای انسانی دارد و مدیر و مربی موفق کسی است که بتواند به خوبی از توان نیروهای خود بهره ببرد. مدیران بایستی به آنچه که در درون کارمندان آنها میگذرد پی ببرند، بنابراین کارایی و توانمندی یک مدیر علاوه بر تسلط به جنبه های فنی شغل خود با شناخت و مطلع بودن از مهارتهای انسانی سنجیده میشود. در دنیای مدیریت کسب و کار منظور ما از کلمه‌ی مربیگری چیست؟ مدیری که به عنوان مربی  عمل می کند به تعلیم گیرنده کمک می کند تا به هدفی دست یابد، اما در کسب و کار برخی از عناصر خاص مربیگری وجود دارد که یک مربی فوتبال یا یک تعلیم دهنده‌ی اواز ممکن است از ان ها سود نبرد.

راههای استراتژیک کردن نیروهای انسانی(ایجاد تعهد):
۱-ساخت ماشین ذهنی انسان(تحول ذهنی): عدم ایجاد ذهنیت منفی در کارکنان و سوق دادن آنها به پیشرفت و خوشبختی  بدین معنی که شما با تسخیر ذهن کارمندان و ترسم آینده روشن  همگام با هم در مسیر تحقق اهداف گام بردارید.

۲-مربیگری کردن و نه مدیریت گردن: عاشق تربیت کنید نه کارمند یعنی افراد را طوری آموزش دهید که حاضر باشند برای شما عاشقانه کار کنند که اینکار با در نظرگرفتن نیازها و خواسته های کارمندان عملی است، ازایده های افراداستقبال کنیم و برای آنها احترام و ارزش قائل باشیم به همین سادگی افراد شیفته شما میشوند.

۳-کنترل و نظارت: کنترل و نظارت دو موضوع کاملا جداست که در مقوله نیروی انسانی نقش و وزن متفاوتی دارند. افراد از کنترل کردن خوششان نمی آید و حس بدی را منتقل میکند ولی نظارت یعنی بررسی کارهایی که به افراد سپرده ایم و اینکه در طول مسیر اگر اشتباهی داشتند به آنها مسیر درست را نشان دهیم.

۱۰ درصد فقط کنترل کنید و ۹۰ درصد انرژی خود را صرف نظارت کنید و حالا مقایسه کنید این تفاوتها را ،چیزی که بسیار حائز اهمیت است خروجی کار و کیفیت انجام کار است و نه کمیت

۴-دانش: یعنی با تمام جزییات آشنا شود ونسبت به کار خود آشنایی کامل داشته باشد، از هرگونه فرصتی برای بالا بردن دانش افراد سازمان خود استفاده کنیم.

۵-تفویض اختیار: ۵ اصل مهم در این مورد عبارتند از:
الف-تخصص
ب-دانش
ج-تحول گرا
د-وفاداری و ارتباطات موثر
ه-تجزیه و تحلیل

مربیگری چه هست و چه نیست؟
شما به عنوان یک مدیر وظیفه دارید در زمینه‌ی بسیاری از قابلیت ها با افراد کار کنید، و نقش شما به عنوان یک مربی یکی از این ویژه کارهاست. مربیگری فرصتی است برای کمک به رشد فردی دیگر. این یک شراکت دوجانبه است، جایی که هردوی شما دانش و تجربه را برای حداکثر کردن ظرفیت تعلیم گیرنده تسهیم می کنید و به وی (تعلیم گیرنده) یاری می دهید تا به هدف هایش دست یابد. به دلیل آن که مربیگری بر پایه‌ی توافق دوجانبه قرار دارد، برای هر وضعیتی مناسب نیست. به مداخله‌ی مستقیم وقتی نیاز است که:

۱- یک کارمند جدید یا بی تجربه نیازمند هدایت صریح در خصوص وظیفه ای باشد.
۲- یکی از کارکنان به روشنی از سیاست یا ارزش های سازمان تخطی کرده باشد.
۳- پس از چندین جلسه مربیگری هیچ بهبودی در عملکرد مشاهده نشود.
۴- هدایت یک فرد برای در پیش گرفتن اقداماتی برای رسدن به اهدافی.

مربیگری عبارت است از:
وسیله‌ای برای یادگیری و رشد، راهنمای فردی به سمت هدف هایش و تسهیم متقابل تجربیات و عقاید برای رسیدن به نتایج توافق شده.

مربیگری در این موارد نیست:
فرصتی برای تصحیح رفتارها یا اعمال یک فرد.
هدایت یک فرد برای در پیش گرفتن اقداماتی برای رسیدن به اهدافی.
سرپرست یا کارشناس بودن، با در دست داشتن پاسخ همه‌ی سوالات.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *